گنجور

 
عرفی شیرازی
 

لطیفه ای زسر صدق گویمت «عرفی»

بسنج اگر بدو نیک متاع میدانی

بعلم تجربه با آنکه ذره ذره خویش

ز آفتاب عدم در سماع میدانی

بکبریای تو نازم که ملک هستی را

میانه خود و ایزد مشاع میدانی