دودی ز دل برآمد و خون جوش می زند
خون می چکد ز عقل و جنون جوش می زند
ای سامری زیاده کن افسون و دم که باز
دردم به رغم سحر و فسون جوش می زند
پژمرده گشته بود کهن داغ های دل
در لاله زار خنده کنون جوش می زند
تا جنتم به فال در آمد، بهشت را
اندوه در برون و درون جوش می زند
در وادیی گمم که ز دل های تشنکان
چندین هزار چشمهٔ خون جوش می زند
تا زخم دل گشوده و در خون نشسته ام
در آتشم درون و برون جوش می زند
عرفی کجاست غمزه، به تقلید او که باز
در صیدگاه، صید زبون جوش می زند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنجی عمیق سخن میگوید که از دل او برمیخیزد و به جنون و عقل او آسیب میزند. او از افسونگری سامری میخواهد که دردهایش را تسکین دهد، اما حتی سحر و جادو هم در مقابل رنجهای او کارساز نیست. در این اشعار، تصاویری از پژمردگی و زخمهای قدیمی دل دیده میشود که حالا دوباره فعال شدهاند و خونریزی میکنند. شاعر در حالتی پر از اندوه و بلاتکلیفی میباشد و در جستجوی رهایی از این عواطف تراکمیافته است. در نهایت، او به یاد عشق و زیباییهای گذشتهاش میافتد و به حمله به دل خود در صیدگاه عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دلی پر از شعله است که دودی از آن بلند میشود و احساسات متضاد در وجودم در حال جوشیدن هستند. از عقل و جنون، خون میچکد و این دو حالتم به شدت در هم درگیر شدهاند.
هوش مصنوعی: ای سامری، هر چه میخواهی جادو و دام درست کن، اما بدان که درد من با وجود تمام سحر و جادو همچنان شعلهور میشود.
هوش مصنوعی: دلهای زخمخورده و پژمرده در گذشته اکنون در میان گلهای خوشرنگ پر از شادی و نشاط میتپد و زندگی دوبارهای پیدا کردهاند.
هوش مصنوعی: وقتی که خوشحالی و شادابی به زندگیام راه پیدا کرد، در عین حال حسرت و غم بهشت را هم در بیرون و هم در درونم حس میکنم.
هوش مصنوعی: در دنیایی گم شدهام که از دلهای عطشزده، چشمههای خون زیادی به جوش میآید.
هوش مصنوعی: من به خاطر درد و زخم دلی که دارم، به شدت در عذاب هستم و احساس میکنم که در آتش میسوزم؛ احساسم هم درونم و هم بیرونم در حال فوران است.
هوش مصنوعی: کجاست آن شخص زیبا که با ناز و غمزهاش میتواند همه را به دام بیندازد؟ مثل شکارچی که در محل شکارش، طعمههای بیخبر از خطر را به حرکت در میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بازم بسینه عشق و جنون جوش می زند
وز خون گرم دل بدرون جوش می زند
آسوده بودم آه که از یک نگاه گرم
خونی که مرده بود کنون جوش می زند
سر تا قدم گداختم از داغ عاشقی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.