گنجور

شمارهٔ ۱۴ - الاشعار فی المطایبة الراح مفدمته عنصری گوید

 
عنصری
عنصری » اشعار منسوب
 

خداوندا همی خواهم که از دل

ترا تا عمر دارم می ستایم

ولیکن از دم جور زمانه

برنجید این دل مانده نمایم

حریف نیم مست امروز ناگه

درآمد بامدادان در سرایم

ندارم باده ، بی زر کم فروشند

ازین غم خون دل شد تیره رایم

مرا گر یک صراحی باده بخشی

کنی شاد این دل انده فزایم

حریفی را از آن یک باده بدهم

به اقبال تو ده بار .........ایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام