ز کوی یار زمانی کرانه نتوان کرد
جز آستانهٔ او آشیانه نتوان کرد
کسی که کعبهٔ جان دید بیگمان داند
که سجدهگاه جز آن آستانه نتوان کرد
مرا به عشوهٔ فردا در انتظار مکش
که اعتماد بسی بر زمانه نتوان کرد
ترا که گفت که با کشتگان راه غمت
اشارتی به سر تازیانه نتوان کرد
به پیش زلف تو بر خال بوسه خواهم زد
ز ترس دام سیه ترک دانه نتوان کرد
فسرده صوفی ما را که میبرد پیغام
که ترک شاهد و چنگ و چغانه نتوان کرد
مرا به مجلس واعظ مخوان و پند مده
فریب من به فسون و فسانه نتوان کرد
بخواه باده و با یار عزم صحرا کن
چو گل به باغ رود رو به خانه نتوان کرد
مکن عبید ز مستی کرانه فصل بهار
که عیش خوش به چمن بیچمانه نتوان کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و رابطه با معشوقش اشاره میکند و بیان میکند که هیچ جایی جز آستان معشوق نمیتواند آرامش بدهد. او میگوید کسی که حقیقت عشق را چشیده، میداند سجدهگاه اصلی فقط در پیشگاه معشوق است. شاعر از معشوق درخواست میکند که او را در انتظار نگذارد و به او یادآوری میکند که به پیغام عزلتگزینی دل خوش نمیشود. او از مجالس وعظ و نصیحت دوری میکند و به عیش و نوش و رو در رو بودن با معشوق دعوت میکند، و در پایان بر این واقعیت تأکید میکند که لذت واقعی زندگی در کنار معشوق است و نمیتوان عیش و زندگی را بدون او تجربه کرد.
هوش مصنوعی: از دیار محبوب نمیتوان دور بود، چرا که جز در آستانهاش نمیتوان سرپناهی داشت.
هوش مصنوعی: کسی که حقیقت وجود خود را شناخته و به مرتبهای از درک رسیده است، به خوبی میداند که تنها محل مناسب برای پرستش و عبادت، همان هستهٔ اصلی و معنوی است و هیچ جای دیگری نمیتواند مانند آن ارزش داشته باشد.
هوش مصنوعی: من را به امید فردا در انتظار نکش، زیرا نمیتوان به زمانه اعتماد زیادی کرد.
هوش مصنوعی: تو را که با دلشکستگان و عاشقان راه غمت، اشارهای به سر تازیانه نمیتوان کرد.
هوش مصنوعی: میخواهم بر روی خال تو بوسهای بزنم، اما از ترس دام سیاهش نمیتوانم این کار را انجام دهم.
هوش مصنوعی: صوفی ما را آزرده خاطر کرده است، او پیامی به ما میدهد که ترک کردن دلبستگی به معشوق و ساز و آواز ممکن نیست.
هوش مصنوعی: من را به مجلس وعظ و نصیحت دعوت نکن و پند و نصیحت نده. نمیتوانی من را با حقهها و داستانهای فریبنده به دام بیندازی.
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب و همراهی با دوست را برگزین و به سفر برو، زیرا مانند گلی که به باغ میرود، نمیتوان به خانه بازگشت.
هوش مصنوعی: از مستی و شادابی بهاری که فرارسیده، خود را غافل نکن. زیرا لذت واقعی در چمنزاری که بیچمن نباشد، ممکن نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.