الا چوب شاهنشه دین پناه
به چرخ شکوه است تا بنده ماه
بود بدری ازآسمان جلال
مرتب ز اجرام چندین هلال
دل آرا عروسی است نوخاسته
که مشاطه ی صنعش آراسته
نقابش گلستان معنی نگار
طنابش بود طره ی تابدار
چو خورشید خونگرم و مسکین نواز
چو دست نگارین مداخل طراز
چو دلهای بی کنیه دارالسرور
چو پیراهن صبح لبریز نور
ز رفعت حجاب فلک چون سحاب
جهانتاب چون قبه ی آفتاب
بود در مزایای وهم و خیال
حباب محیط جلال و جمال
بر آن نصب شد قبه ی مهر و ماه
که مسکن کند شاه جم بارگاه
به تاریخ نورس به چندین شعف
رقم زد که آیین بین الشرف (۱۰۹۵)
در او کامران پادشاه جهان
بود تا به پا خیمه ی آسمان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.