گنجور

 
نورس دماوندی

منقش ترکش گلدو زخانی

بود گل دسته باغ جوانی

چه ترکش گلفروز حسن گلشن

قزل قوشان نصرت را نشیمن

نگارین جلوه چون گلزار امید

گل کشور گشایی همچو خورشید

ز نخل آرزو گل پیرهن تو

ز مژگان نکویان صف شکن تو

بود هر تیر او شمعی فروزان

که گردش پر زند پروانه ی جان

خدنگش باد از اقبال تقدیر

چو تیر مصرع نورس جهانگیر

 
 
گوهر