من جز تو کسی دگر ندارم
فریاد رسی دگر ندارم
در سر بجز از هوای عشقت
هرگز هوسی دگر ندارم
جز عقل در انگبین عشقت
بال مگسی دگر ندارم
گفتی جرسی بناقه ام بند
جز دل جرسی دگر ندارم
دانم بر تست التماسم
چون ملتمسی دگر ندارم
من طایر آشیان روحم
جز تن قفسی دگر ندارم
امید حیات بیتو چون بود
برخود نفسی دگر ندارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمیقترین وابستگی و عشق شاعر به معشوق خود است. شاعر میگوید که هیچ کس و هیچ چیز دیگری جز عشق معشوق را ندارد و همه آرزوها و امیدهایش به او وابسته است. او احساس میکند که بدون معشوقش، زندگیاش بیمعنا است و حتی وجودش به تنهایی مانند قفسی برای روحش است. به طور کلی، این شعر به توصیف احساس تنهایی و نیاز عمیق به عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: من غیر از تو کسی را ندارم که به کمکم بیاید.
هوش مصنوعی: در دل من هیچ خواسته دیگری جز عشق تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: به جز عقل و تفکر ناشی از عشق تو، دیگر هیچ دارایی و توانایی ندارم.
هوش مصنوعی: گفتی که جرسیهای من فقط دلم را در بر میگیرد و هیچ چیز دیگری جز دل را در اختیار ندارم.
هوش مصنوعی: میدانم که خواهش من برای تو مهم است، زیرا کسی دیگر ندارم که به او پناه ببرم.
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای هستم که تنها در قفس تن خود زندگی میکند و آشیانه دیگری ندارم.
هوش مصنوعی: امید به زندگی برای من مانند یک حلمی است که دیگر نفس تازهای برای ادامه آن ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.