گنجور

 
نورعلیشاه

تا گمان پاو سر کردیم ما

پاو سر وقف سفر کردیم ما

در طریق عشق بنهادیم پا

عاشقانه ترک سر کردیم ما

خشک لب رفتیم در هر محفلی

کام جان از باده تر کردیم ما

کام جان از لعل آن شیرین وشی

خسروانه پر شکر کردیم ما

هرکجا دیدیم نیکو قامتی

دست با او در کمر کردیم ما

غوطه ها خوردیم در دریای عشق

عالمی را پرگهر کردیم ما

در بیابانیکه پایانی نداشت

هر زمان نوعی بسر کردیم ما

عاقبت نور علی شد یار ما

یار منظور نظر کردیم ما

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
رضاقلی خان هدایت

سال‌ها در خود سفر کردیم ما

در سفر عمری به سر کردیم ما

شهرها دیدیم بی حد و شمار

عالمی زیر و زبر کردیم ما

بار افکندیم در هر منزلی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از رضاقلی خان هدایت
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه