گاه ذاکر گاه مذکورم نمیدانم کیم
گاه ناظر گاه منظورم نمیدانم کیم
گاه ناعم و گاه منعم گاه نعمت گاه شکر
گاه شاکر گاه مشکورم نمیدانم کیم
گاه باغ گاه راغ و گاه سرو گاه گل
گاه تاک و گاه انگورم نمیدانم کیم
گاه ساقی گاه ساغر گه صراحی گاه می
گاه مست و گاه مخمورم نمیدانم کیم
گاه چنگم گاه چنگی گاه صوت و گه صدا
گه رباب و گاه سنتورم نمیدانم کیم
گاه کوس و گه نقاره گاه سنج و گه دهل
گاه سرنا، گاه ناقوسم نمیدانم کیم
گاه کنزم گه طلسم و گه مسما گاه اسم
گاه مخفی گاه مشهورم نمیدانم کیم
گاه عرش و گاه کرسی گاه لوح و گه قلم
گه مقدر گاه مقدورم نمیدانم کیم
گه قمر گه تیر و زهره گاه شمس و گه زحل
گاه مریخ سلحشورم نمیدانم کیم
گاه کبک و گاه صعوه گاه شاهین گه عقاب
گاه باز و گاه عصفورم نمیدانم کیم
گاه طوطی گاه قمری گاه بلبل گاه جغد
گه حصار و گاه محصورم نمیدانم کیم
گاه مرکب گه بسیط و گه محاط و گه محیط
گه حصار و گاه محصورم نمیدانم کیم
آدم و ادریس و شیث و نوح و ایوبم گهی
گه سلیمان و گهی مورم نمیدانم کیم
گاه خضر و گاه الیا گاه یوشع گاه نون
گاه موسی و گهی طورم نمیدانم کیم
گاه یوسف گاه یعقوبم گهی پیراهنم
گاه غمگین گاه مسرورم نمیدانم کیم
گه مسیحای زمانم روح بخش انس و جان
گه طبیب و گاه رنجورم نمیدانم کیم
گاه مست مصطفایم گاه مست مرتضی
گاه محو چارده نورم نمیدانم کیم
گاه سلمان گاه بوذر گه اویس و گه قرن
گاه شبلی گاه منصورم نمیدانم کیم
نعمت الله ولیم گاه محمودم گهی
گاه شمس الدین بانورم نمیدانم کیم
گه رضا و گاه معصومم گهی فیاض فیض
گاه گنج و گاه گنجورم نمیدانم کیم
گه مرید و گه ارادت گاه مرشد گاه رشد
گاه امر و گاه مأمورم نمیدانم کیم
گاه کافر گاه مؤمن گاه ایمان گاه کفر
گاه واصل گاه مهجورم نمیدانم کیم
عاشق و معشوق و عشق و وصل و هجرم گاهگاه
گاه ساتر گاه مستورم نمیدانم کیم
گاه عزرائیل و میکائیل وگاهی جبرئیل
گاه اسرافیل و گه صورم نمیدانم کیم
گاه حیم گاه میت گاه تابوت و کفن
گاه سدر و گاه کافورم نمیدانم کیم
گه نکیر و گاه منکر گه عقاب و گه ثواب
گاه مدفون در ته گورم نمیدانم کیم
گه صراط و خلد و میزان گاه کوثر گه جحیم
گاه محشر گاه محشورم نمیدانم کیم
گاه مجرم گاه جرم و گاه محرم گه حرم
گاه غافر گاه مغفورم نمیدانم کیم
گاه چون نور علی اندر زمین و آسمان
با همه نزدیکم و دورم نمیدانم کیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حالاتی متنوع و متضاد از خود میپردازد که هر یک نشاندهندهی جنبهای از وجود اوست. او بارها تأکید میکند که نمیداند در هر لحظه چه نقشی دارد؛ گاهی ذاکر و گاهی مذکور، گاهی شاکر و گاهی مشکور، و همچنین به اشکال مختلفی از موجودات، جایگاهها و حالات روحانی و جسمانی اشاره میکند. این جملات تکراری «نمیدانم کیم» نشاندهندهی گیجی یا درک عمیق او از تنوع و چندگانگی وجود است. شاعر از موقعیتهای مختلف انسانی، روحانی و طبیعی سخن میگوید و به تناقضات و تغییرات درونی و بیرونی زندگی اشاره میکند. در نهایت، این شعر به جستجوی هویت و حقیقت در بین هزاران نقش و حالت انسانی میپردازد.
هوش مصنوعی: گاه من به یاد خدا مشغول هستم و گاه یاد من در نزد خداست. نمیدانم که در کدام حال هستم. گاه من ناظر امور هستم و گاه مقصود و هدف قرار میگیرم و باز نمیدانم که در کدام وضعیت قرار دارم.
هوش مصنوعی: گاهی در حال ناز و نوازش هستم، گاهی در حال نعمت دادن، گاهی از نعمتها بهرهمند میشوم، گاهی شکرگزارم و گاهی خود شکر کنید. نمیدانم در کدامین حال هستم.
هوش مصنوعی: گاهی در باغ و گاهی در دشت، گاهی به شکل سرو، گاهی به شکل گل، و گاهی به شکل تاک و انگور هستم؛ نمیدانم که واقعاً کی هستم.
هوش مصنوعی: گاهی در حال نوشیدن و لذتبردن از میخانه هستم، گاهی در نقش ساقی و گاهی هم در نقش ساغر. هر بار حس و حال متفاوتی دارم و نمیدانم در چه حالی به سر میبرم.
هوش مصنوعی: گاهی ساز میزنم، گاهی به نواها گوش میدهم، گاه موسیقیام با صدای خوشی همراه است، گاهی از رباب مینوازم و گاهی از ساز سنتور، اما نمیدانم واقعاً چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: گاهی به صدا در میآیم و گاهی دیگر، گاهی با سازهای مختلف و گاهی با زنگهای مختلف مینوازم. نمیدانم که من چه هستم یا در چه حالتی قرار دارم.
هوش مصنوعی: گاهی به شکل یک راز و گاهی به صورت واضح و شناخته شده ظاهر میشوم. نمیدانم که واقعاً چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: گاه در مقامهای بالا و عظیم قرار میگیرم، گاه در جایگاهی متوسط، گاه در حال نوشتن سرنوشت و گاه به عنوان چیزهایی که سرنوشتشان تعیین شده است. نمیدانم در هر کدام از این حالات چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: زمانی به مانند ماه و زمانی به مانند تیر و زهره، گاهی مانند خورشید و زمانی به مانند زحل و گاهی نیز مانند مریخ، جنگجویی هستم که نمیدانم کیستم.
هوش مصنوعی: گاهی شبیه کبک هستم و گاهی مانند صعوه، گاهی حالتی مانند شاهین دارم و زمانهایی هم به عقاب میمانم. گاهی هم باز میشوم و در برخی لحظات عصفور. نمیدانم در واقعیت چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: گاه به صورت طوطی، گاه به شکل قمری و گاه به شکل بلبل و گاه به حالت جغد، گاهی در محاصره و گاهی در موقعیت محدود به سر میبرم و نمیدانم که واقعاً چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: گاهی در وضعیتی هستم که به عنوان یک وسیله یا ابزار به کار میروم، گاهی ساده و بیپیرایهام، گاهی در وضعیت محدود و گاهی هم در موقعیت وسیع قرار دارم. این تغییرات باعث میشود نتوانم خودم را بشناسم و نمیدانم در چه حالتی به سر میبرم.
هوش مصنوعی: من آدم و ادریس و شیث و نوح و ایوب هستم؛ گاهی شبیه سلیمان و گاهی مثل مورچه میشوم. نمیدانم که واقعاً کی هستم.
هوش مصنوعی: در زمانهای مختلف، گاهی مانند خضر (نبی خدا)، گاهی مانند الیا، گاهی مثل یوشع، گاهی به اسم موسی و گهگاه به طور کوه، نمیدانم که من چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: گاهی مانند یوسف هستم و گاهی مانند یعقوب. گاهی لباس شادی بر تن دارم و گاهی دلم غمگین است. نمیدانم در کدام حال قرار دارم.
هوش مصنوعی: گاهی به مانند مسیحا، روح و جان مردم را نوازش میکنم و گاهی به عنوان درمانگر، در درد و رنج دیگران شریک میشوم؛ اما نمیدانم در کدام حالتی قرار دارم.
هوش مصنوعی: گاهی در عشق و تسلط و کمال پیامبر هستم، گاهی در حال و هوای امیرالمؤمنین غرق میشوم، و گاهی به نور چهارده معصومین متوجه میشوم، اما نمیدانم واقعاً خودم چکارهام.
هوش مصنوعی: گاهی به حالتی از سلمان هستم، گاهی شبیه بوذر، گاهی به اویس میمانم و گاه به حال شبلی و منصور. نمیدانم که در واقع چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: من نعمت خداوند هستم و گاهی همچون احمد و گاهی نیز مانند شمسالدین میدرخشم. نمیدانم که واقعاً چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: گاهی راضی و گاهی معصوم هستم، گاهی فیاض و بخشنده هستم، گاهی گنج و گاهی گنجور (گنج دار) هستم، نمیدانم من چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: گاهی به حالت مریدی و ارادت دارم و گاهی در نقش مرشد و رشد. در زمانهایی هم به عنوان دستوردهنده و گاهی مأمور هستم، اما نمیدانم که واقعاً چه حسی یا چه موقعیتی دارم.
هوش مصنوعی: گاهی خود را کافر و گاهی مؤمن میبینم؛ گاهی ایمان دارم و گاهی در کفر به سر میبرم. گاهی احساس وصال میکنم و گاهی به حالتی رها شده و مهجور هستم. نمیدانم در واقع چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به رابطه پیچیدهای که با معشوق و عشق دارد، اشاره میکند. او گاهی خود را عاشق و گاهی معشوق میداند و در حالتهای مختلف، احساسات مختلفی را تجربه میکند. در حقیقت، او نمیداند که کجاست و در چه وضعیتی قرار دارد. زندگی او پر از ظواهر و باطنهای گوناگون است که شاید هیچگاه نتواند آنها را بهطور کامل درک کند.
هوش مصنوعی: در برخی مواقع احساس میکنم عزرائیل، فرشته مرگ، به من نزدیک است، و گاهی دیگر فرشتگان مانند میکائیل و جبرئیل همواره در کنارم هستند. لحظاتی نیز به یاد صدای صور اسرافیل میافتم. در کل نمیدانم چه احساس و حالتی را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: گاهی به حالتی زنده و شاداب هستم، گاهی مرده و بیجان، گاهی در حال آماده شدن برای دفن و پوشش دادن، و گاهی به حالت خوشبو و معطر. نمیدانم در حقیقت چه هستم.
هوش مصنوعی: گاهی در معرض سوالات سخت و دشوار هستم، گاهی پاداش میگیرم و گاهی هم دچار عذاب و سختی میشوم. گاهی در عمق تاریکی قرار دارم و نمیدانم که در واقع چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: گاهی در مسیر حق و بهشت و ترازوی اعمال هستم، گاهی زیر سایه کوثر، گاهی در آتش جهنم، گاهی در روز قیامت و محشور بودن، اما نمیدانم که این وضعیت من چه زمانی اتفاق میافتد.
هوش مصنوعی: گاهی مجرم هستم، گاهی عمل نامطلوب انجام میدهم، و گاهی هم در جایگاهی مقدس قرار میگیرم. در برخی مواقع خود را غفار میدانم و در برخی دیگر احساس میکنم مورد عفو قرار گرفتهام. در نهایت، نمیدانم چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: گاهی مانند نور علی، که در زمین و آسمان پخش است، در حالی که به همه چیز نزدیک و دور به نظر میرسم، نمیدانم واقعاً چه کسی هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.