ساقیا زان شراب شورانگیز
شوری اندر دل کباب انگیز
مژده یاران که زاهدی افکند
در خم باده خرقه پرهیز
دل که خالیست از محبت غیر
باشد از مهر مهوشان لبریز
رام شد خاک سرکش گردون
بسکه خورشید من زدش مهمیز
جز ولایش ببارگاه قبول
خستگان را کجاست دستآویز
هر زمان نشأه ئی دگر بخشد
ناب عشقش که هست دردآمیز
تا نشیمن کنی برجانان
همچو نور علی ز جان برخیز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ساقی میگوید که شراب شورانگیز را بیاورد، چرا که این شراب شور و شوقی در دل ایجاد میکند. او خبر میدهد که زاهدی به خمره باده افتاده و از دنیا منعزل شده است. شاعر به محبتی که در دل خالی است اشاره میکند و میگوید تنها عشق معشوق میتواند آن را پر کند. او همچنین به تأثیر خورشید و نور الهی بر خاک گردون اشاره میکند و میپرسد که در بارگاه محبت، درماندگان چه دستاویزی دارند. هر دم به حالتی تازه از عشق اشاره میکند و مینویسد که باید با نور عشق در جان بیدار شد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، از آن شراب پرشور که در دل شور و هیجان ایجاد میکند و حالتی شعلهور و جانافزا میآفریند بنوشان.
هوش مصنوعی: دوستان عزیز، خبر خوش این است که یک زاهد معروف، که معمولا از نوشیدن شراب پرهیز میکرد، اکنون در حال لذت بردن از بادهای خاص است و لباس زهد و دوری از دنیا را کنار گذاشته است.
هوش مصنوعی: دل وقتی از محبت دیگران خالی باشد، با عشق و محبت یاران واقعی پر میشود.
هوش مصنوعی: زمین نافرمان آسمان به خاطر تابشهای فراوان خورشید من، رام و زیر فرمان شد.
هوش مصنوعی: جز محبت و ارادت به تو، جایی برای امید و کمک به افراد درمانده وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر بار که عشق نابش تجربهای جدید و دردآور به انسان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دل محبوب جاگیری و مانند نور زندگی او شوی، باید از جان و دل برخیزی و تلاش کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.