آنکه رفت از برم گر آید باز
جان رفته بتن درآید باز
صبح عیش از افق بتابد نور
ظلمت شام غم سرآید باز
باده پیما شود لب ساقی
کام مستی ز می برآید باز
مست و هشیار را برقص آرد
مطرب از نغمه ئی سراید باز
بی بران را زبرگ بی برگی
نخله کام پر برآید باز
سازد از بند هجر آزادم
سرو قدش چو دربرآید باز
همچو نور علی بروب از غیر
خانه دل که دلبر آید باز


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به یاد معشوقی میافتد که از او دور شده و امید به بازگشت او دارد. او به یاد زیباییهای زندگی و لحظات خوشی که با معشوق سپری کرده، غم دوری را در دل خود تجربه میکند. با بازگشت معشوق، همه چیز دوباره به روشنی و شادابی بازخواهد گشت، و دلش از بند هجر رها میشود. در نهایت، شاعر از زیباییهای عشق و دلانگیزیهای آن سخن میگوید و بر تحقق دوباره این عشق در زندگیاش تأکید میکند.
هوش مصنوعی: اگر کسی که از کنار من رفته، دوباره به من برگردد، جان از دست رفتهام دوباره به وجودم باز خواهد گشت.
هوش مصنوعی: صبح که فرا میرسد، نور آن از افق میتابد و تاریکی غمانگیز شب به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: میگذراند و از شراب لذت میبرد، اما طعم مستی دوباره از دل میخیزد.
هوش مصنوعی: موسیقیدان با نغمهای که میخواند، هم مستها را به رقص در میآورد و هم هشیارها را.
هوش مصنوعی: افرادی که هیچ شاخ و برگی ندارند، مانند درختی بیبرگ هستند که نمیتوانند ثمر دهند.
هوش مصنوعی: وقتی که او دوباره به سمت من بیاید، مانند درختی بلند و زیبا، من از غم جدایی آزاد میشوم.
هوش مصنوعی: همچون نور، از دل بیگانگان دور شو، تا محبوب دوباره به سراغت بیاید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.