گنجور

 
نورعلیشاه

اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند

غمین مباش که غم جاودان نخواهد ماند

زمان خوشدلیست و زمین عشرت و عیش

بنوش می که زمین و زمان نخواهد ماند

ز وصل گل چه تنعم بود که بلبل را

ز تند باد خزان آشیان نخواهد ماند

اگر چه نوبت سلطان گل مدامی نیست

مدام شوکت شأن خزان نخواهد ماند

نشان و نام چه جوئی بیا نشاطی جو

درآن بساط که نام و نشان نخواهد ماند

در آب کنج طرب رایگان ببر گنجی

اگر چه گنج طرب رایگان نخواهد ماند

بغیر نور علی تاجدار کشور فقر

شهی بمسند جم کامران نخواهد ماند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عارف قزوینی

بغیر عشق نشان از جهان نخواهد ماند

بماند عشق ولیکن جهان نخواهد ماند

خزان عمر من آمد بهار عمر تو شد

بهار عمر تو هم ای جوان نخواهد ماند

بزیر سایه دیوار نیستی است سرم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه