گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

می آینه‌ی خاطر رخشان باشد

جانست وز جان چه خوش‌ترست آن باشد

دانی که کجا بود چنین جان پرور

در خدمت اتسزبن طوغان باشد