بیداد ز عقل و خرد و هوش و دل است
فریاد ز باد و آتش و آب و گل است
گر می خورد و عقل و دل و خوش برد
گر می بیند کو بتر از من بحل است
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
بیداد ز عقل و خرد و هوش و دل است
فریاد ز باد و آتش و آب و گل است
گر می خورد و عقل و دل و خوش برد
گر می بیند کو بتر از من بحل است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ناتوانی عقل و خرد در مقابل بیداد و مشکلات اشاره دارد. فریاد و نالهها از طبیعت و عناصر چهارگانه (باد، آتش، آب و گل) ناشی میشود. اگر عقل و دل به شدت تحت تأثیر قرار بگیرند، به خوبی میتوان فهمید که چه چیزهایی از ما بدتر و مشکلتر است.
هوش مصنوعی: ظلم و ستم ناشی از عقل و هوش و احساس انسان است، و صدای طبیعت از عناصر مختلفی مانند باد، آتش، آب و خاک به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: اگر کسی شراب بنوشد و عقل و دلش را از دست بدهد، در این حال اگر چشمش به کسی بیفتد که از من بدتر است، همچنان در آزار و رنج خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این خوش پسران که اصلشان از چکل است
سبحان الله سرشتشان از چه گل است
شیرین سخن و شکر لب و سیم برند
یارب که چنین آبحیات از چکل است
گر در هیچی مایهٔ شادی و بقاست
ور در همهای قاعدهٔ درد و بلاست
تا در همهای در همه بودن ز هواست
بگذر ز همه و هیچ میندیش که لاست
بیوصل تو کار دل قوی با خلل است
هجران تو رهزن بقا چون اجل است
رویت بصفا میان خوبان جهان
چون ملت اسلام میان ملل است
نام بت من که مه ز رویش خجل است
ده حرف ز نظم حافظ مرتحل است
اول ششم هجی و قلبش روشن
لیکن عجب آن که جمله اجزاش دل است
اهلی که هزار بلبل از وی خجل است
او نیز چو دیگر همین آب و گل است
زر شد مس او از نظر اهل دلان
اکسیر سعادت نظر اهل دل است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.