گنجور

شمارهٔ ۹۶۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

توبه کردم که دگر توبه نخواهم کردن

باش گو چون رگ جان خون رزم در گردن

باده گر رنگ جگر دارد جان پرورم است

کار من چیست جگر خوردن جان پروردن

من اگر خون نخورم از رگ جان و دهنش

از لب جام به جز خون چه توانم خوردن

عاشقی پیشه ی من بود وگر تازه کنم

بدعتی نیست که خواهم به جهان آوردن

زخم عشق است کزو مرهم جان ساخته اند

پس از این زخم به صد جان نتوان آزردن

علم و فضل و خرد و عقل ندانم که به عشق

هیچ درمان دگر نیست به جز بسپردن

شاه فرمود در اثنای حدیثی که بگوی

توبه کردم که دگر توبه نخواهم کردن

بنده هم از ره الناسُ علی دین ملوک

بو که این توبه تواند به قیامت بردن

چند گویند نزاری دل و دین داد به درد

منم و دّردی درد ار نبود می دردَن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.