گنجور

شمارهٔ ۹۶۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای آرزوی جانم در پای تو افتادن

جان بر تو فدا کردن سر پیش تو بنهادن

بر بوی وصال تو جاوید شوم زنده

گر دست دهد روزی در پای تو جان دادن

گفتم مگرم روزی بنوازی و دریابی

خود بخت نمی خواهد با کار من افتادن

هیچ از دل آشفته خوشنود نی ام هرگز

تا کی به گران جانی پیش تو بر استادن

ناید ز تو دلداری هم پیش من اولا تر

گر سعی کنی شاید در باز فرستادن

بر گریه ی من خندی از غایت دل سوزی

رسم است نزاری را خون از مژه بگشادن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام