گنجور

شمارهٔ ۹۵۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

چه غم که نیست مرا حاصل ای مسلمانان

ز چشمِ شوخ و دلِ غافل ای مسلمانان

دلم ز دیده شود مبتلا و جان از دل

فغان ز دیده و آه از دل ای مسلمانان

حسد برند که پیوسته عاشقی چه کنم

چو در ازل نبدم مقبل ای مسلمانان

ز اضطرابِ به دریافتاده بی‌خبرست

قرار یافته بر ساحل ای مسلمانان

ز خرقه سیر شدم مولعِ خراباتم

به خانقاه نی‌ام مایل ای مسلمانان

به یک پیاله می اثباتِ پارسایی را

هزار توبه کنم باطل ای مسلمانان

همان نزاریِ مستم کز اعتبار انگشت

ز دستِ من بگزد عاقل ای مسلمانان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام