گنجور

شمارهٔ ۹۴۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ساقی فدای جان تو بادا هزار جان

بر نیم جان تشنه ی ما زن بیار جان

مستغرق محیط خیالیم و کس نبرد

زین بحر جز به کشتی می برکنار جان

یار آن بود که چون دم اخلاص زد به صدق

در دوستی دریغ ندارد ز یار جان

خود مستعد بود به وفا هم چو یار دوست

خود معتقد کند چو در افتد نثار جان

جامی به کف گرفته و جانی فدای دوست

جز بهر دوست باز نیاید به کار جان

کو مجلسی که نبودش اغیار در کنار

تا در میان نهیم به شکرانه وار جان

ساغر بیار ساقی و گو زود نوش کن

بر باد و خاک و آب و هوای نهار جان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام