گنجور

شمارهٔ ۹۰۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ما چو از بدو ازل باده پرست آمده ایم

پس یقین است که مستان ز الست آمده ایم

قول تحیون و تموتون نه نبی فرموده ست

مست خواهیم شدن باز که مست آمده ایم

مستی ما نه ز خمرست بیا تا بینی

نیستانیم که در عالم هست آمده ایم

عاقبت صحبت خورشید ندارد خفاش

ما روانیم نه از بهر نشست آمده ایم

طاق ابروی بتان قبله گه اهل دل است

لاجرم از پی بت لات پرست آمده ایم

چون نزاری نزار از هوس مهرویان

ماهیانیم که در شست به شست آمده ایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام