گنجور

شمارهٔ ۸۹۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

خویش را با یاد جانان می دهم

هر نفس بر یاد او جان می دهم

می کنم ساغر تهی از شرب و باز

پر زخون دیده تاوان می دهم

گر چه از وصلش ندارم بهره ای

حالیا انصاف هجران می دهم

ور چه زلفش بر ضلالت می رود

من بدو اقرار ایمان می دهم

تا مگر یابم ز دل یک دم خلاص

شربت بی هوشیش زان می دهم

دیده و دل دشمن جان من اند

جان به درد از دست ایشان می دهم

از برای جمع راتر تحفه ای

هر دم از طبع پریشان می دهم

می کشم مسکین نزاری را به فکر

تشنگان را آب حیوان می دهم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام