گنجور

شمارهٔ ۸۹۵

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مکن ملامت اگر شهر بند کوی توام

بیا که جان به لب آمد در آرزوی توام

کهای کوی توام من که و محبت تو

سگ سگان سگان سگان کوی توام

در آرزوی دمی ام به خواب و بیداری

که دیده باز نشود یک نفس به روی توام

مرا چه میل به تو یا چه اتصال به تو

کمند عشق چنین می کشد به سوی توام

نزاری توام آخر به زاریم مگذار

تو همنشین من و من به جست و جوی توام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام