گنجور

شمارهٔ ۸۸۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

من اگر مست خرابم چه کنم مست توام

خطر از نیستیم نیست اگر هست توم

توبه خود کرده ای از روز الستم گستاخ

جرعه ی جام بلی خوردم از آن مست توم

صید دیرینه ی عشقم ز پس پنجه سال

نیست ممکن که رهایی بود از شست توم

گر نداری سر من وای من و چشم امید

دست من گیر که دیرست که بر دست توم

آب حیوان و من بادیه پیموده چنین

کی شود سیر دل تشنه ؟؟؟ست توم

گر چه پیوسته کند سوز غمت بر دل من

من همان شیفته ی خامش پیوست توم

جز به نام تو زبانم نگشاید ورنی

خود تو دانی که نزاری به زبان بست توم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.