گنجور

شمارهٔ ۸۶۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

نه روی و رهی که با تو باشم

نه سیم و زری که بر تو پاشم

اعجوبه ی روزگار ماییم

من خود به تعجبات فاشم

باشد که به هیچ وجه آیا

شایسته ی خدمت تو باشم؟

رد کرده ی جمله ی جهانم

آیا ز کدام خیل تاشم؟

ای مدعیان کجاست جایی

الا در دوست پس کجاشم؟

تا پخته شوم هنوز اینجا

در آتش امتحان چو داشم

معزول ز وحدت معادم

مشغول به کثرت معاشم

اسلام چو خاص خویش کرده

در کفر رهی دهند کاشم!

طیّان نی ام ار چه هرزه گویم

آزر نی ام ار چه بت تراشم

یعنی که چو خامه ی نزاری

گه گه ورقی همی تراشم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام