گنجور

شمارهٔ ۸۴۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

در عشق تو از نوکِ قلم دود برآرم

وز سینۀ چون کوره به دم دود برآرم

تا بی خودم از نرگسِ ترکانۀ مستت

آهی زنم از ملکِ عجم دود برآرم

گر زلف گره بر گرهت باز گشایم

از صد دلِ پر آتشِ غم دود برآرم

از صاعقۀ برقِ نفس گر بجهانم

از هرچه وجودست و عدم دود برآرم

در سیر چنان گرم روم وقتِ معارج

کاندر گذر از صاعقه هم دود برآرم

گر راه دهد روزنِ حلقم که بنالم

ز آتش کدۀ جور و ستم دود برآرم

گر آهِ جهان سوز برآید ز درونم

چون شعلۀ مشعل ز علم دود برآرم

بی چاره دلم زار همی سوزد اگر نه

از کارگهِ سینه به دم دود برآرم

ساکن نشود برقِ جهان سوز نزاری

تا عاقبت از دودِ ندم دود برآرم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام