گنجور

شمارهٔ ۸۴۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

چرا چنین شب و روز انتظار می دارم

که چشمِ مرحمتی زان نگار می دارم

به یادِ سیمِ بُنا گوش و عقدِ زیورِ او

همیشه لعل و گهر در کنار می دارم

بسوختم چه کنم گرچه طاقتم برسید

به صد مجاهده صبری به کار می دارم

اگرچه سست رکابم بر اسبِ صبر و قرار

لگام بر سرِ عهد استوار می دارم

چو فاش کرد نهانِ دلم تسلّطِ عشق

سرشک بر مژه زان آشکار می دارم

دلم پر آتش و چشمم پر آب می باشد

ز بس که آرزویِ رویِ یار می دارم

به خواب نیز نمی بینمش که شب تا روز

ز ناوکِ مژه در دیده خار می دارم

اگرچه از منِ مظلوم کس نمی شنود

ولی تظلّمِ خود برقرار می دارم

ز یار هیچ شکایت نمی کنم نی نی

فغان ز بختِ نزاریِ زار می دارم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.