گنجور

شمارهٔ ۸۱۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

دوش بس خوش روزگاری داشتم

تا سحر در بر نگاری داشتم

تا برآمد الصلات از پشتِ بام

دست در بوس و کناری داشتم

بر جمالش از لبِ می گونِ او

می شکستم گر خماری داشتم

خوش بود تنگِ شکر در بر شگرف

راستی فربه شکاری داشتم

بوسه ها کردم غنیمت بی شمار

گرچه یک یک را شماری داشتم

بوده ام بر خرمنِ گل خفته لیک

از نگهبانانش خاری داشتم

چون گرفتم در کنارش از میان

رفت بیرون گر غباری داشتم

هم شبی خوش روز کردم عاقبت

از پیِ آنک انتظاری داشتم

با نزاری گفت فردا بازگوی

دوش بس خوش روزگاری داشتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام