گنجور

شمارهٔ ۷۲۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

می در ده و دردِسر مده بیش

چون مست شوم دگر مده بیش

یک بوسه به من ده و همه عمر

گر شور کنم شکر مده بیش

هر روز به حاجب وصالت

پروانه‌ ی یک نظر مده بیش

اندیشه ی ترک ما گرفتن

بر خاطر خود گذر مده بیش

بر زاری زار من ببخشای

دل خون کردی جگر مده بیش

چندان که به وسع طاقت ماست

یاری کن و بیشتر مده بیش

وین لعل مذاب تا توانی

البته به بی بصر مده بیش

ما را به شراب نسیه در خلد

گو موعظه گو خبر مده بیش

جانی که غذای اهل معنی ست

زنهار به کون خر مده بیش

کو طاقت انتظار بردن

گو وعده به ما حضر مده بیش

اسرار مکن نزاریا فاش

من بعد سخن به در مده بیش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام