گنجور

شمارهٔ ۶۷۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

دلا سر پوشِ خوانِ سّرِ او باش

مکن تا او نگوید سرِّ او فاش

به چشمِ دوست رویِ دوست می بین

همه تن دیده شو بی دیده می باش

به چشمِ خود چه خواهی دید خود را

خودی از پیشِ خود برداری ای کاش

نهان شو چون صدف در بحرِ اسرار

[گهی] می پوش گوهر گاه می پاش

به دستی شمعِ اِلّا الله برافروز

به دیگر دست لا را دیده بخراش

درِ او می زنی از خود به در شو

کسِ او باش و ایمن شو ز اوباش

نزاری طاقتِ نورِ خورت نیست

برو سر در گریبان کش چو خفّاش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام