گنجور

شمارهٔ ۶۲۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

هین که به جان آمده‌ام دست گیر

رحم کن و بار دگر در پذیر

هر چه کنی من نکنم اعتراض

بر من اگر رفت خطایی مگیر

تیغ ز بازوی تو و سر ز من

گردن تسلیم نپیچد اسیر

بس که کمان گوشهٔ ابروی تو

بر دلم از غمزه روان کرد تیر

شد تُتُق سینهٔ من جعبه‌ای

جعبه نکرده‌ست کسی از حریر

بر دل پر آتش من رحم کن

دل چه حدیث است تنور اثیر

بر مژه ی چشم پر آبم ببخش

چشم غلط می‌کنم ابر مَطیر

ناله ی زارم بشنو هم چو نی

گونه ی زردم بنگر چون زریر

عقل ز من گشت جدا از جنون

خلق ز من گشت نفور از نفیر

هم نظری کن به نزاری زار

چند کند ناله به زاری چو زیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام