گنجور

شمارهٔ ۶۲۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ز نامردی ندارم طاقت نور

بدین عذرم که خواهد داشت معذور

دگر بار ار بود با او حضوری

وگر بی من بود نورٌ علی نور

چنان خواهم که مستغرق بباشم

در آن نور تجلّی بی کُهِ طور

حجابش طور بُد گویی از آن شد

کلیم الله به رای خویش مغرور

ندای لنت ترانی منزلی بود

که آوردش برون زان وادیِ دور

حجابی دیگرش در نفی و اثبات

خَضِر بود و ازو هم ماند مهجور

اگر تسلیم گشتی ماورا را

مطیع امر باید بود و مأمور

وگرنه چارهٔ دیگر ندارد

گر از فطرت نیاورده‌ست مفطور

نزاری هر چه آوردی تو داری

چو مردان در خرابی باش معمور

طمع بگسل که در تحصیلِ نابود

اگر آسوده باشی به که رنجور



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.