گنجور

شمارهٔ ۶۲۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

باز آمدیم در سر از آشوبِ عقل شور

بر آتش از حرارتِ دل سینه چون تنور

ما بس نیازمندِ وصالیم و راه نیست

آری گران‌بهاست مراد و مرید عور

مارانِ موش حرص رقیبانِ کویِ دوست

هر چند عیشِ شیرین بر ما کنند شور

آیا به کامِ ما بود آن درجِ لعل‌پوش

یارب به دستِ ما رسد آن حقّۀ بلور

آری رقیب گو به تسلّط بر آردست

تو آن نگر که کینه‌کش آمد ز شیر مور

معهود نیست دیو به دربانیِ ملک

سلطان نه لایق است به غم‌خواریِ ستور

آن‌جا که جلوه کرد خیالِ جمالِ او

نه شمعِ مهر نور دهد نه چراغِ هور

او را کسی ندید مگر هم به چشمِ او

یوسف قیاس کن که نشسته‌ست پیش‌ِ کور

آن‌جا نیاز عشق نه آز و امل برند

زاری نزاریا چو نه زر داری و نه زور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام