گنجور

شمارهٔ ۵۹۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ز دوستانِ قدیمی نظر دریغ مدار

ز کویِ ما به طوافی گذر دریغ مدار

قبول کردۀ خود را به عیب باز مده

عنایتی ز منِ بی هنر دریغ مدار

مرا به رسمِ عیادت بپرس و رحمت کن

طبیبِ درد تویی گل شکر دریغ مدار

به جامِ وصل خمارِ مفارفت بشکن

ز تشنه آب وز عاشق نظر دریغ مدار

نه نامه ای نه سلامی ز دوستی اثری

نمی نمایی باری خبر دریغ مدار

نگویمت که مثالی به طم طراق فرست

سه چار حرف ز من مختصر دریغ مدار

سماعِ نالۀ من کن شبانِ تا به سحر

نگویمت که ز من خواب و خور دریغ مدار

به دوستی که به چشمِ موافقت نظری

ز دوستانِ حقیقی دگر دریغ مدار

نزاریا چه کنی دستِ ما و دامنِ دوست

ز آستانۀ تسلیم سر دریغ مدار

اگر مطالبۀ جان کند تفاوت نیست

مرادِ دوست بده ما حضر دریغ مدار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام