گنجور

شمارهٔ ۵۲۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

محققان که ز خُم‌خانه ی ازل مست‌اند

نخست نیست بباشند و بعد از آن هستند

روندگان حقایق برسته‌اند از خود

که هم ز گام نخستین به دوست پیوستند

ز پا فرو ننشینیم تا به دست آریم

بسا که بیهده برخاستند و بنشستند

به میوه زان نرسیده دست بدبختان

که شاخ نیک بلند ست و عاجزان پست‌اند

گره از آن نگشادند باز از این رشته

که هر گروه دگر صورتی دگر بستند

سر مقام نداریم و فارغیم ز گنج

بسی چو ما ز چنین کُنج ها برون جستند

به نزد ما چه خطا توبه‌ء مزلزل را

هزار توبه محکم درست بشکستند

بیا به کوی خرابات عارفان را بین

به می نشسته و هر یک دو جام بر دست اند

شراب شوق بخورند و مست لایعقل

چنان شدند که از هر دو کون وارستند

نزاریا ببُر از خود که بت پرستیدن

به مذهب من از آن به که خویش بپرستند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام