گنجور

شمارهٔ ۵۱۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مقری صبوح کرده بر مناره شد

آوازه منادیِ او بر ستاره شد

در داد الصلات که هان ای صبوحیان

خیزید هین که دور حریفان سه باره شد

از بس که می کشند ز پس قاضی و خطیب

دستارهای سد چله شان پاره پاره شد

شب از پی پیاله و روز از پی خمار

این در جوار حیله و آن در غراره شد

قاضی معاف شد به قراتمغه از قلان

مقری به آل تمغا وضع از شماره شد

ضرب اصول محتسب و لحن دل گشای

در گوشِ هوش اهل طرب گوشواره شد

وا حسرتا که گردن و گوش صلاح و خیر

از شومی عوانان بی طوق و یاره شد

صدری معظم است و امیری ممکّن است

هر خر بطی که بر دو رکابی سواره شد

آری به اختلاف زمان از مدار چرخ

بسیار یک سواره امیر هزاره شد

دیریست تا خدنگ مرا از کمان کام

بیرون ز شستِ حیله و بازوی چاره شد

از جمع ضد خویش خرد را نزاریا

باید ضرورتا ز میان بر کناره شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام