گنجور

شمارهٔ ۴۱۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

خانۀ تست بخفت ار سرِ خوابت دارد

تا که را زهره و یارا که عذابت دارد

گر شرابت کم و بیش است به ساقی فرمای

جامکی تا به مرادِ تو شرابت دارد

و گرت مصلحتی نیست کسی مانع نیست

اختیارِ همه کنکاج صوابت دارد

به اجازت جگری دارم و گرم است تنور

رد مکن گر هوسِ بویِ کبابت دارد

چه شود بنده نوازی کن و ساکن بنشین

امشبی گر سرِ این کُنجِ خرابت دارد

آبِ انگور مگر در سرت افکند آتش

زان چنین بر زبرِ آتش و آبت دارد

وقتِ رفتن نرسیده ست و چنان مست نیی

آخر ای جانِ نزاری چه شتابت دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام