گنجور

شمارهٔ ۴۰۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

تولّا بی تبّرا در نگنجد

دوالک بازی آن جا در نگنجد

به ما و من ، مکن دعوی که آن جا

که او باشد من و ما در نگنجد

مصافِ عشق و زخمِ تیغِ وحدت

در آن معرض محابا در نگنجد

اگر در دوست مستغرق نباشی

ز تو قطره به دریا در نگنجد

به احبابِ محقّق التجا کن

کزان پس کیدِ اعدا در نگنجد

چرا با مرده در گنجد دمِ روح

ولی با زنده قطعا در نگنجد

ز الزامِ محق دورست مبطل

که با جاهل مدارا در نگنجد

درونِ کعبۀ اسلام الحق

کشیشِ دیر حاشا در نگنجد

طبیبی بایدت حاذق که علّت

چو مزمن شد مداوا در نگنجد

همه دم تا به کی این جا که آن جا

دِم ام روز و فردا در نگنجد

نزاری گر شوی مویی به زاری

به الّا الله الّا در نگنجد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام