گنجور

شمارهٔ ۳۳۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت

می بیارید که طوفان ملامت بگذشت

ساقیا عارض توعید من است و غم دل

عَلَم عید که آنک به علامت بگذشت

ساقیان اند به حق مکرم و بس در عالم

کو دگر کس که براو بوی کرامت بگذشت

حق علیم است که در مدت یک مه صد بار

هر نفس بر من بی چاره قیامت بگذشت

دیر بیدار شدیم از می غفلت افسوس

دولت عمر که بر ما به غرامت بگذشت

پیش بت خمر بخوردیم و سجود آوردیم

کار ما بر در طاعت ز اقامت بگذشت

هیچ باقی نگذاریم چو می باید رفت

تا نگویند نزاری به ندامت بگذشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام