گنجور

شمارهٔ ۱۳۹۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

آمدم باز دلی مضطرب از دروایی

تا تو تسکینِ دل مضطربم فرمایی

مرده ای زنده شود گر قدمی رنجه کنی

وه وه ای گر به سر کشته ی هجران آیی

همه شب منتظر عکس خیال رخ تو

بر در و بام بود چشمِ منِ شیدایی

می توان کرد اگر کار به انصاف کنند

بر در و بام بود چشمِ منِ شیدایی

می توان کرد اگر کار به انصاف کنند

نسبتِ روزِ قیامت به شب تنهایی

انتظارِ نظرِ مرحمتی می دارم

چه شود گر به ترحّم اثری بنمایی

حُجُب از پیشِ دل خسته ی ما برداری

گره از کار فروبسته ی ما بگشایی

صفحه ی آینه ی خاطر مشتاقان را

صیقلی برفکنی زنگ غمی بزدایی

حللِ خلدِ برین در برِ ما پوشانی

قدحِ ماءِ مَعین بر سرِ ما پیمایی

مشفقی نیست که گوید به نزاری خاموش

چیست این وسوسه یکباره شدی سودایی

طمع منزلتی دار که حدِّ تو بود

سخن از مرتبه ای گوی که آن را شایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا محمدی نوشته:

مصرع دوم بیت هفت « … گره از کار فروبسته ی ما بگشایی» یادآور بیت معروف خواجه شیراز است:
«بود آیا که در میکده‌ها بگشایند
گره از کار فروبسته ما بگشایند»
با توجه به این که حکیم نزاری بر حافظ مقدم بوده این احتمالا از تأثیرات حکیم خراسان بر خواجه شیراز است.

👆☹

حمیدرضا محمدی نوشته:

البته این عبارت گویا در غزلیات عراقی هم آمده:
«بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟»
و حافظ می‌تواند آن را از عراقی قرض گرفته باشد.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام