گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

ای گر درآید از درم سرمست یار قاینی

بر جان نهم، بر دل نهم، دستِ نگار قاینی

مردم نمیگویم ز که مستم نمیگویم ز چه

مشهور باشد در جهان چشم خمار قاینی

آرامِ جانی یافتم کز دل قرارم می برد

دل بردن و جان سوختن این است کارِ قاینی

نخّ و نسیج انداخته شمع از میان برداشته

یا رب توان خفتن چنین شب در کنارِ قاینی

زهره ندارم کاین سخن پیش کسی پیدا کنم

آری چه غم چون می برم غم یادگارِ قاینی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.