گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

ماه رویا گرچه رشک مهر و ماه آسمانی

چند با ما کینه ورزی تا کی از نامهربانی

قادری بر ناتوانان می‌توانی مرحمت کن

بار هجران کی توانم برد با این ناتوانی

زندگانی نیست بی رویِ تو و جان کندن است این

زنده دل را از برایِ دوست یابد زندگانی

گر قبولم میکنی تا زنده باشم بنده باشم

هر چه می‌خواهی بکن بر جان من فرمان روایی

از جمال توست چندین رونقِ حسن أحسن الله

نورِ محضی، روح پاکی، عین عشقی، جان جانی

عاشقم بر ماهِ روی و سروِ بالایت اگر چه

حیف باشد حیف در پیرانه سر کردن جوانی

سرو و ماه و قامت و رویِ تو، نی من سهو کردم

غیرتِ ماهِ سپهری رشکِ سروِ بوستانی

پیش ازین بوده‌ست با وصل تو ما را اتصالی

من تو را بشناختم بار دگر باقی تو دانی

چون نه زر داری نه زوری زاری‌ای می‌کن نزاری

آبِ شورِ چشم بر کارست نی شیرین زبانی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.