گنجور

شمارهٔ ۱۲۸۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

یاد آن شب ها که در خلوت به روز آوردمی

تا طلوع مهر با آن مهربان می خوردمی

می ز دست رشک خورشید فلک نوشیدمی

بر جمال راحت جان روح می پروردمی

می کشد صد بار نومیدی مرا هر ساعتی

کاش کی یک روی گشتی کاریا یک دردمی

دشمنم هم عاقبت آواره کرد از کوی دوست

کاش چون سرگشته ام در کوی او می گردمی

کاش طوفانی برآید تا مرا آن جا برد

خاک کویش بودمی بر آستانش گردمی

هر زمان از دل نیاوردی بلایی بر سرم

گر نزاری را ز خود چندین نمی آزردمی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام