گنجور

شمارهٔ ۱۲۱۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

آرزو می کندم با تو شبی بوس و کناری

باز بر گردن من زلف تو پیچیده چو ماری

گر به گل زار وصالم نبود راه چه بودی

کز صبا یافتمی بویِ عرق چین تو باری

بر درت گر نگذارند که چون حلقه بپایم

چه شود بر سر کویت بنشینم چو غباری

دردِ شیرین نبود بی سببِ شور رقیبان

دامنِ گل نبود بی ضرر زحمت خاری

توبه بر دستِ نگارین تو خواهم که کنم من

گر به دست چو منی بازفتد چون تو نگاری

عشق اگر در سرِ کار تو کند دین و دلِ من

گو بکن بهر خدا را به ازینم سر و کاری

زر و زیور که در آویخته ای می نگذارد

که به گوشِ تو درآید سحری ناله ی زاری

زاریِ زارِ نزاری بشنو مرحمتی کن

وین قدر بس که برآید به زبانِ تو نزاری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام