گنجور

شمارهٔ ۱۲۰۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

نمی‌دانم چه بد کردم که نیکم زار می‌داری

تنم رنجور می‌خواهی دلم بیدار می‌داری

ز رنجم راحتی داری از آنم دیر می‌پرسی

به زاری کردنم شادی از آنم زار می‌داری

چه آزاری ز من من خود به آزاری نمی‌ارزم

چه باشم خود کی ام کز من چنین آزار می‌داری

کجا شد آن که گه‌گاهی ز دردم یاد می‌کردی

عزیزم داشتی ز اوّل به آخر خوار می‌داری

نهی بر جانِ من منّت که تیمارت همی دارم

دلم خون شد ز تیمارت نکو تیمار می‌داری

به دردی قانعم از تو به دشنامی شدم راضی

نزاری نیک بدنام است ازو زان عار می‌داری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام