گنجور

شمارهٔ ۱۱۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ما را به روی دوست همه رنج راحت است

مرهم ز دست غیر نه مرهم جراحت است

حسن جمال و روی نکوخوش بود ولیک

آن جاست ذوق عشق که صاحب ملاحت است

می در فراق مونس بیدل بود که می

سرمایهی سخاوت و اصل سماحت است

پس بیش تر خلایق عالم مباحی اند

گر رخصت خواص به می از اباحت است

بر اهل دل ملامت و تشنیع شرط نیست

این جا به جای حسن مروت قباحت است

در دامن شکیب کشیدم به صبر پای

سیر محققانه نه کار سیاحت است

دعوی مکن نزاری و دم درکش و خموش

این جا که را محل و مجال فصاحت است

صعب است نامرادی و ناکامی و فراق

دیدار دوستان سبب استراحت است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام