گنجور

شمارهٔ ۱۰۹۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

از برت می‌روم به ناچاره

طمع از جان بریده یک باره

تا کجا سر برون کند مجنون

که شد از کویِ لیلی آواره

از بلایی چنین که پیش آمد

بوده‌ام ترس‌ناک همواره

تا کند احتمالِ دردِ فراق

کو دلی بردبارِ خون‌خواره

ماه‌رویا بسوزم ار برسی

بر سر راه من به سیاره

از تو دارم طمع که یادآری

از نزاریِ زار بی‌چاره

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام