گنجور

شمارهٔ ۱۰۹۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مگر وصال تو روزی شود دگرباره

به قدرِ جهد بکوشم به حیله و چاره

به رغم جانِ رقیبت چه‌گونه می‌خواهم

که خاک بر سرِ آن ظالم ستم‌گاره

دراوفتاد به پایِ تو باز چون خلخال

گرفته دستت و بوسیده باز چون یاره

به حسنِ تو نبود دل‌بری جفا پیشه

به بخت من نبود عاشقی جگرخواره

چو مرغ زیرک اگرچه رمیده دل بودم

به دامِ عشق برآویختم دگرباره

ترا چه غم که ز جورِ تو چون نزاری زار

هزار دل‌شده سرگشته‌اند و آواره

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام