گنجور

شمارهٔ ۱۰۷۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

باز آمده ای سری در آشفته

ترک همه نام و ننگ خود گفته

بر هر سر کوچه ی گلی دارم

بر خاک ز خون دیده بشکفته

از بس که به فکر دوست مشغولم

از خویشتنم ملال بگرفته

گر باز نظر کند به باغستان

من مست چو بلبلان آشفته

در شورم و غصه های دیرینه

آغاز کنم به نکته ای سفته

او گوش نهاده بر سماع من

من خویشتن از رقیب بنهفته

هیهات اگر رقیب را بینم

آویخته هم چو خوشه از چفته

تا کی کوشد نزاری مسکین

جانی به لب آمده، دلی رفته



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.