گنجور

شمارهٔ ۱۰۴۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای به تو آرزویِ من بیش‌تر از جفایِ تو

سر برود ولی ز سر کم نشود هوایِ تو

دشمن و دوست گو بکن هر غرضی که ممکن است

جور همه جهانیان من بکشم برای تو

باقی‌ِ عمر بر درت سر بنهم به بندگی

نا کسم ار نُطُق زنم مختلفِ رضایِ تو

مونسِ من خیالِ تو دولتِ من وصالِ تو

قبلۀ من جمالِ تو کعبۀ من سرایِ تو

از درِ تو کجا روم آری اگر ترا کسی

هست به جای من مرا نیست کسی به جایِ تو

بر سرِ آب و آتشم از دل و دیده رحم کن

بادِ نفاق در سرم نیست به خاکِ پایِ تو

ظاهر اگر نمی‌کنی میل به دوستیِ من

روشنیی به خاطرم می‌رسد از صفایِ تو

دست به دوستی زدم از تو مدد به همّتی

حاجتِ من برآید از معجزۀ دعایِ تو

گفت نزاریا بکش بارِ جفا که عاقبت

شاخ امید بر دهد از اثرِ وفایِ تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام