گنجور

بخش ۴۱ - عروج و الهام

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » دستورنامه
 

به اوقات دیگر دل مستِ من

عنان بستدی مطلق از دستِ من

چو از عالم تن برون رفتمی

چو مجنون به نجدِ جنون رفتمی

شدی باز فکرم سوی سدره باز

نشستی بر ایوانِ کیوانِ راز

چو از آشیان رفته باز آمدی

چو گنجینه مجموع راز آمدی

بکاوید می چشمه‌ی وجد و حال

روان گشتی از چشمه آبِ زلال

به الماس اندیشه دُر سفتمی

ز سرِّ ملایک سخن گفتمی

ز بالا فرود آمدندی سروش

که برخوان و بنیوش بی چشم و گوش

به هر حرف کاوردمی در بیان

هزارش معمّا بُدی در میان

به لوح آن گهی باز گفتی قلم

نزاری بر اوراق کردی رقم

اگر ازهر و مزهر آری به دست

شود روشنت تا برین گونه هست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام