گذر بودمان بر براکوهِ تون
ز شهر آمدیم از سحرگه برون
مصاحب زهر گونه جوقی سوار
کشیدیم القصه تا نوبهار
دهی بود فی الجمله پرداخته
ز بیدادِ ظالم برانداخته
شرابی که بر کوتلان باربود
تلف شد ضرورت که ناچار بود
تُهی تنگ و خیک و رهِ فارس پیش
حریفان پریشان ز اندازه بیش
رزی بود در باز رفتم درون
چه گویم که حالم تبه بود چون
در آمد به خشتی سر پای من
خمی گشت پیدا ز روی چمن
خمی و چه خم آنگهی پر شراب
شرابی و چون آنگهی چون گلاب
زدم نعرهای و برفتم ز هوش
فتادند یاران من در خروش
چو دیدند حیران فروماندند
دعا بر خداوندِ رز خواندند
درخت از زمین و شراب از درخت
برآید عجب نبود ای نیک بخت
کرامات محض است کز زیر خاک
برآید خمی تا به سر جانِ پاک
از اقبال میخواره نبود عجب
روان گشته از چشمه ماءالعنب
یکی گفت روزی میخواره بین
که ناگه برآمد ز زیر زمین
یکی گفت اگر صاحب بوستان
نیت خیر کردست نیکوست آن
یکی گفت بی چاره وقت گریز
نهادست خنب و برفت است تیز
به شکرانهٔ فتح بابی چنین
نهادیم سرها همه بر زمین
چو شد خنب خالی به شکرانهای
درونش نهادیم دانگانهای
سر خنب کردیم در حال رُست
سر خود گرفتیم چالاک و چست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به سفر خود به منطقهای به نام براکوه تون اشاره میکند. آنها از شهری خارج شده و همراه با گروهی به سرزمین دیگر میروند. در حین سفر، به دهی میرسند که از ظلم و ستم رهایی یافته است. شاعر به توصیف شرابی میپردازد که در آنجا وجود دارد و به طور ناگهانی او را از حال میبرد. یارانش با دیدن این حالت شاعری، حیران میشوند و دعا میکنند. شاعر در وصف خواص شراب و تجربیات معنوی ناشی از آن صحبت میکند و به تجربیات خوشایند و شکرگزاری خود از خداوند اشاره دارد. در پایان، به جشن و شادی جمع میپردازند و ارزشهای معنوی و زیباییهای طبیعت را مورد ستایش قرار میدهند.
هوش مصنوعی: ما به سوی براکوهٔ تون عبور کردیم و از شهر در سپیدهدم بیرون آمدیم.
هوش مصنوعی: ما با دوستانی در میان بودیم که هر کدام دارای ویژگیهای خاصی بودند و در نهایت به فصل بهار رسیدیم.
هوش مصنوعی: یک دهی وجود داشت که به طور کلی، تحت ظلم و ستمی که بر آن رفته بود، دستخوش تغییر و تحول شده و ناپایدار شده بود.
هوش مصنوعی: شرابی که بر روی افرادی که بالای کوه بودند، ریخته شد، به خاطر شرایط لازم و اجتنابناپذیر از بین رفت.
هوش مصنوعی: جای تو خالی است و از شدت فراق و غم، در برابر دوستان، به شدت مضطرب و آشفته هستی.
هوش مصنوعی: در هنگام بازگشت، احساس کردم که درونم خراب و آشفته است و نمیدانم چه بگویم.
هوش مصنوعی: یک سنگ به پای من برخورد کرد و به خاطر آن، نشانهای از زمین پیدا شد که روی چمن بود.
هوش مصنوعی: وقتی که تو خمیدهای، مانند جام پر از شراب هستی، و زمانی که به قد و قامت خود میبالید، همانند گلاب خوشبو میشوی.
هوش مصنوعی: من فریادی کشیدم و از خود بیخود شدم، دوستانم در این هیجان دچار حیرت و شگفتی شدند.
هوش مصنوعی: وقتی که با شگفتی و حیرت مواجه شدند و در مواجهه با چالشها ناتوان ماندند، به درگاه خداوند دعا کردند.
هوش مصنوعی: درخت از خاک رشد میکند و شراب نیز از میوه درخت بهدست میآید؛ بنابراین، انتظار داشتن این طبیعی است و جالب نیست برای کسی که خوشبخت است.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی اشاره دارد به اینکه از زیر زمین، نشانهای از زندگی یا روحی پاک و پر از فضیلت به وجود میآید. این پدیده، نشانهای از رحمت و کرامت است که در سختیها و تاریکیها نیز میتواند نمایان شود. در واقع، این تصویر نشاندهنده قدرت و عظمت روح انسانی است که حتی در شرایط دشوار، میتواند شکوفا شود.
هوش مصنوعی: به خاطر خوششانسی و شانس خوب او، این موضوع تعجبآور نیست که او از شراب لذت میبرد و به نوعی دچار سرخوشی و نشاط شده است.
هوش مصنوعی: روزی شخصی مستی در حال نوشیدن بود که ناگهان چیزی از زیر زمین بیرون آمد.
هوش مصنوعی: کسی گفت اگر صاحب باغ قصد خوبی داشته باشد، این موضوع پسندیده است.
هوش مصنوعی: یکی گفت: شخصی که به مشکلاتش پی برده، به سرعت و بیدرنگ از آنها دور شده و فرار کرده است.
هوش مصنوعی: ما به خاطر پیروزیامان، از روی قدردانی و شکر، سرهایمان را بر زمین گذاشتیم.
هوش مصنوعی: وقتی که کوزه خالی شد، برای قدردانی و خوشحالی، درون آن مقداری شکر قرار دادیم.
هوش مصنوعی: سر را به حالت خمیده نگه داشتیم و در حالی که سر خود را محکم در دست گرفتهایم، چالاک و سریع عمل کردیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.